هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

277

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

رساندند . سخنران آنها برخاست و سخنانى در ستايش از انصار و مواضع و فداكاريهاى آنها در راه اسلام بيان داشت و اظهار اميدوارى كرد كه آنها را ناديده نگيرند و سهمى نيز به ايشان اختصاص يابد . پس از وى ابو بكر به سخن پرداخت و فضل و برترى قريش و افتخارات آنها را مطرح ساخت و بدين ترتيب ارزشهاى اعراب پيش از اسلام و فخرفروشى آنان را به حسب و نسب خويش ، به اذهان بازگرداند . در روايت « العقد الفريد » آمده است كه او گفت : ما مهاجرين پيش از همه اسلام آورديم ، اصالت و نجابت خانوادگى والاترى داريم از همه آبرومندتريم و خويشاوندى ما با رسول خدا از ديگران مستحكمتر است و از همه به وى نزديكتريم و در ادامه گفت : اعراب تنها به اين بخش از قريش ( مهاجرين ) مديونند و فضل و موهبتى را كه خداوند برادران مهاجرتان را بدانها ارزانى داشته ناديده نگيريد و ( با اشاره به عمر بن الخطاب و ابو عبيدة بن الجراح ) گفت كه من يكى از اين دو تن را براى شما در نظر گرفته‌ام . سخنان ابو بكر كه دربارهء قريش و افتخارات آنها بويژه مهاجرين دور مىزد با صداى بشير بن سعد الخزرجى درآميخت . او تحت تأثير حسادت بر پسر عمويش ( سعد بن - عبادة ) صدايش را از گوشه‌اى بلند كرده گفت : اى مردم بدانيد كه محمد از قريش بوده و قوم او سزاوارتر و محق‌تر به اويند . به خدا سوگند نباشد كه من هرگز با آنان درگير اين مسأله شوم . الحباب بن منذر الخزرجى ، در پيش گرفتن چنين شيوه‌اى كه حكايت از - مفسده‌جويى و نفاق و رشك بر پسر عمويش دارد از سوى وى را نكوهش كرد و گفت : بر بشير بن سعد از حسادت و كينه‌اى كه به پسر عمو دارد گران آمده كه او پس از پيامبر ، زمام قدرت را بدست گيرد لذا چنين وانمود كرده كه خواهان درگيرى با كسانى كه حقا از وى سزاوارترند ، نيست و آنگاه به وى گفت : اى بشير ! چه نياز به اين كار داشتى تو نسبت به خلافت پسر عمويت سعد بن عبادة رشك برده‌اى . بحث و جدل آنها بدين جا خاتمه نيافت . اسيد بن حضير يكى از سران « اوس » برخاسته كينه‌هاى جاهليت را برانگيخت و اختلافها ، كين‌توزيها و تعصباتى را كه ميان دو قبيلهء اوس و خزرج وجود داشت و اسلام آنها را با انعطاف و بلند نظرى خود زايل ساخته بود ، بخاطر آورد و پس از يادآورى آنها ، خطاب به « اوس » مىگويد : اى « اوس » ها ! به خدا سوگند كه اگر حتى براى يك بار سعد را به ولايت خود برگزينيد